داود بن علينقى وزير وظايف
228
سفرنامه ميرزا داوود وزير وظايف ( فارسى )
بودم و حالت تشرف نداشتم ، رفتم سرداب خوابيدم . بعد از ظهر غسل كرده ، اول به عتبه بوسى « عسكرين » - سلام اللَّه عليهما - مشرف شده و جبهه بر آن خاك پاك ماليده ، بعد از آن به سرداب « امام عصر » - عجل اللَّه فرجه - مشرف شده ، عهدنامه و دعاى ندبه و زيارات مأثوره را خواندم و از خداوند طلب فرج براى « امام عصر » - عجل اللَّه ظهوره - و مغفرت براى والدين و خود كردم . صحن عسكريين صحن مطهر « عسكرين » خيلى با صفا است ، گنبد هم از همه گنبدها بزرگتر و باشكوهتر است ، اما منارهها طلا نيست و حيف كه طلا نيست ، هواى « سرّ من رآه » از غروب تا ظهر روز ديگر خيلى خوب و مىتوان گفت از هواى اين فصل عجم هم بهتر است . اما بعد از ظهر گرم مىشود ، ولى باز هم بهتر از ساير نقاط « عربستان » است ، نعمت هم فراوان و از همه جا ارزانتر است . بخصوص هنداونه كه خيلى هم ممتاز و خوب و هم خيلى ارزان بود و مىگويند هنوز هم ارزانتر مىشود . به حساب « ايران » پنج من يك قران مىدادند . ولى خيلى خوب كه در « ايران » چنين هنداونه ، كم هم مىرسد . « جناب مستطاب آقا ميرزا مسعود » شيخ الاسلام « قزوين » را ملاقات كردم كه جنازه « نواب عليه عاليه مهد عليا شكوه السلطنه » را حمل به « عتبات عاليات » مىكنند ، با دستگاه مجلل مفصلى ، خود « جناب شيخ الاسلام » هم با بيست سال قبل كه در « طهران » ايشان را ديدهام خيلى خُلقاً و خَلقاً تفاوت كردهاند . سه روز در « سرّ من رآه » توقف كرده ، دوباره مراجعت كرده ، با ارّابهاى كه كرايه كرده بودم به همان ترتيب رفتن ، - ولى جسر را حسب الحكم دولت براى عبور همراهان « جناب شيخالاسلام » بسته بودند و از جسر عبور كرديم . [ در ] مراجعت به « كاظمين » چهار روز توقف كرده ، روز جمعه بيست و هفتم از « كاظمين » حركت كرده ، روانه عجم شديم . همراهان سه نفر نوكر ، علاوه بر دوى اولى شده است . يك شب در « رباط » و دهى كه بين « بغداد » و « بعقوبه » است توقف كرده ، روز ديگر آمديم « بعقوبه » .